X
تبلیغات
رایتل
ایران دخت
 

تعداد بازدید ها: 44010
   

باغ های کندلوس
سه‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 10:33 | | نوشته ‌شده به دست صدیقه | ( نظرات (6) )

چرا فکر کردی تنهایی من مثل یه گلیم پاخورده‌ست که توی مطبخ هر خونه‌ای می‌شه پهن‌اش کرد؟ تنهایی من رنگ و بوی دیوار و پنجره و گلیم خونه‌ی خودم رو داره. نمی‌دونم اینا چند می‌ارزه! ولی تنهایی من مثل تنهایی هر کس دیگه‌ای محترمه.

باغ های کندلوس /ایرج کریمی   
http://ap07.persianfun.info/img/91/8/apadana/dialogue1/13.jpg

رستگاری در شائوشنگ
یکشنبه 14 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 20:16 | | نوشته ‌شده به دست صدیقه | ( نظرات (3) )

اندی: میدونی مکزیکی‌ها در مورد اقیانوس آرام چی میگن؟
رِد: نـه.
انـدی: میگن هیچ گذشته‌ای نداره. این دقیقن همون جایـیه که من مـیخوام زندگی کنم. یه جای گرم بدون هـیچ خاطره ای 

  

The Shawshank Redemption 

The Shawshank Redemption
 اندی: میدونی مکزیکی‌ها در مورد اقیانوس آرام چی میگن؟
 رِد: نـه.
 انـدی: میگن هیچ گذشته‌ای نداره. این دقیقن همون جایـیه که من مـیخوام زندگی کنم. یه جای گرم بدون هـیچ خاطره ای!


والا چه عرض کنم!
سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 21:25 | | نوشته ‌شده به دست صدیقه | ( نظرات (8) )

من: چرا اینقدر شهر شلوغه؟ کلا بلوار امینو بستن؟ چه خبر شده؟ 

مامان: وا مگه خبر نداری! ضریح امام حسین که داشتن می ساختن کامل شده چند روزی گذاشتن برا زیارتش... ۳ هفته س شهر همین شکلیه. تو نبودی ندیدی!!!

من: یکی به من بگه دقیقا زیارت چی؟؟؟؟؟ پول دارن جمع میکنن دیگه؟؟!! :|

 

قضاوت با شما.


پاریس، تگزاس
یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 00:47 | | نوشته ‌شده به دست صدیقه | ( نظرات (7) )

والت : فکر میکردم از بلندی میترسی؟
تراویس : از بلندی نمی ترسم ... از سقوط می ترسم!


( پاریس ، تگزاس - ویم وندرس )



قهوه تلخ!
سه‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 19:08 | | نوشته ‌شده به دست صدیقه | ( نظرات (7) )

درباریان : بفرمائید، خوش آمدید قربان، . قدم رنجه فرمودید ..... ای همه قربانتان ای کاش امشب را هم میماندید، .... چقدر این روزهای خوش زود به پایان رسید، آقایان بگریید .......

آقا محمد خان : ما باید گریه کنیم به حالِ این مُلک، ما که از همه چیز و همه کس دل بریدیم، شما هم به هیچکس دل نبندید. بترسید، از مالی که به زور ستانده شود، بترسید، از خونی که به ناحق ریخته شود، بترسید، از آهی که از ته دل کشیده شود، خداوند این سرزمین را از ظلم و ستم و جهل و فریبکاری و خرافات محفوظ بدارد ........

______________________________________________

دیالوگی ماندگار از سریال قهوه تلخ
کارگردان : مهران مدیری
نویسنده ها : امیر مهدی ژوله - خشایار الوند