X
تبلیغات
رایتل
ایران دخت
 

تعداد بازدید ها: 43713
   

پناهجو
شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 23:45 | | نوشته ‌شده به دست صدیقه | ( نظرات (0) )

به کوه،
به مرزهای مین گذاری شده
برای رسیدن به بستری
که صدای گلوله
در آن شنیده نمی شود.

با خواب های نیمه کاره در چشمانش،
با وطنی
خلاصه شده در یک چمدان
به بیابان می زند،
به رود،
به مرزهای محصور شده با سیم خاردار.

در سومین سیاره ی منظومه ی شمسی
باید بستری
برای آسودن باشد.

یغما گلرویی


+ از خیلی چیزا تو ایران ناراضی بودم، دروغ چرا! هنوزم هستم ولی ... خدایا حس امنیت رو ازمون نگیر ... نیاد روزی که جای موتور و ماشین  تانک از کوچه هامون بگذره. نیاد روزی که جای صدای بازی و خنده آدما صدای رگبار و ضجه به گوشمون برسه ... خدایا این امنیت رو ازمون نگیر ... آمیـــن